پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۳

فراغ بال طمع کردن از فلک خام است

که فلس ماهی این بحر حلقه دام است

مرو ز میکده بیرون، که در جهان خراب

ز روزنی که نسیمی به دل خورد جام است

صفای وقت ز صافی کشان مجو زنهار

که این وظیفه رندان دردی آشام است

ز تازه رویی جاوید می توان دانست

که سرو فارغ از اندیشه سرانجام است

نصیب پاک دهانان بود حلاوت عیش

شکر ز چرب زبانی حصار بادام است

چه لازم است قفس را شکسته دل کردن؟

ترا که وقت پرواز تا لب بام است

به لب خموش و به دل باش صد زبان صائب

که شکر نعمت ظاهر تمام ابرام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۵سحاب گرد کدورت شراب صبحدم است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۶قماش چهره یار از بهار معلوم است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ز رنگ آل، ظهور جلال معلوم است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱۸زمین ز جلوه قربانیان گلستان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۰عنان نفس کشیدن جهاد مردان است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۱به غیر دل همه عالم سراب حرمان است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۲خزان بیجگران نوبهار مردان است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.