پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۰

سرود مجلس ما جوش مستی ازل است

بط شراب در اینجا خروس بی محل است

بسا شکست کز او کارها درست شود

کلید رزق گدا، پای لنگ و دست شل است

ز حال سوختگان بو کجا توانی برد؟

ترا که گل به گریبان و مشک در بغل است

جهان چو دیده سوزن بود بر آن غافل

که تار و پود حیاتش ز رشته امل است

حدیث مرده دلان را به گوش راه مده

که رخنه لب این قوم، رخنه اجل است

به من که پاکتر از چشم عشقبازانم

مدار چرخ مشعبد به مهره دغل است

به غیر سایه دیوار خاکساری نیست

عمارتی که درین روزگار بی خلل نیست

جنون طرازی ما نیست صائب امروزی

میان ما و جنون آشنایی ازل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۲جهان و هر چه در او هست رونمای دل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۳فراغ بال طمع کردن از فلک خام است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱۴همین نجابت ذاتی است آنچه محترم است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱۵سحاب گرد کدورت شراب صبحدم است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱۶قماش چهره یار از بهار معلوم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ز رنگ آل، ظهور جلال معلوم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۱۸زمین ز جلوه قربانیان گلستان است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.