پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۹

همیشه دیده سوزن ازان به دنبال است

که قبله نظرش رشته های آمال است

به خرمن دگران هر که می پرد چشمش

هزار رخنه فزون در دلش چو غربال است

غبار کوچه عشق است کیمیای مراد

خوشا سری که درین رهگذار پامال است

به ظلمتی که ز دوران رسد گرفته مباش

که خنده شب ادبار، صبح اقبال است

ز طعن بیخردان اهل دل نیندیشند

که نقل مجلس دیوانه سنگ اطفال است

دل و زبان چو یکی شد، سخن بلند شود

به هیچ جا نرسد طایری که یک بال است

هوای عالم آزادگی است بر یک حال

ز برگریز خزان سرو فارغ البال است

اگر به چشم بصیرت نظر کنی صائب

چه نیشها که نهان در پرند اقبال است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۱حضور عالم ایجاد در قرار دل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۲جهان و هر چه در او هست رونمای دل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱۳فراغ بال طمع کردن از فلک خام است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱۴همین نجابت ذاتی است آنچه محترم است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱۵سحاب گرد کدورت شراب صبحدم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱۶قماش چهره یار از بهار معلوم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ز رنگ آل، ظهور جلال معلوم است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱۸زمین ز جلوه قربانیان گلستان است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.