پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۴

موج سنبل ز پریشانی پرواز من است

گل برافروخته شعله آواز من است

سینه ای کز گل صد برگ ز هم نشناسند

مخزن درد نهان و صدف راز من است

لامکان سیرتر از عشق بود همت من

چرخ کبکی است که در چنگل شهباز من است

منم آن سلسله جنبان نواهای غریب

که ز گل مرغ چمن گوش بر آواز من است

می توان خواند ز پیشانی من راز جهان

جام جم داغ دل آینه پرداز من است

زهره شوخ که سر حلقه نه دایره است

در شبستان حیا پردگی از ساز من است

چون به آیینه رسم طوطی شیرین سخنم

صحبت تیره دلان سرمه آواز من است

نیشکر را ز خموشی به زبان چندین بند

همه از رهگذر کلک سخنساز من است

حرف مردم ز بدونیک نیارم به زبان

جای رحم است بر آن خصم که غماز من است

نیستم چشم درین دایره، لیکن چون چشم

گر پر کاه بود، مانع پرواز من است

عندلیبی که به آتش نفسی مشهورست

کف خاکستری از شعله آواز من است

شبنم بیجگر آن زهره ندارد صائب

داغ دامان گل از گریه غماز من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۶نفس سوخته شمع سر بالین من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۷دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰۸تا جنون انجمن افروز دل خونین است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰۹عقل نخلی است خزان دیده که ماتم با اوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۰چشم بیدار چراغی است که در منزل اوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۱چشم پر خون، صدف گوهر یکدانه اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۲شوق را شهپر توفیق سبکباری توست
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱۳هر که دارد نظری واله زیبایی توست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.