پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۶

هر که بیخود شد، قدم در آستان دل گذاشت

هر که دست افشاند بر جان، پای در منزل گذاشت

بوستان از شاخ گل دستی که بالا برده بود

در زمان سرو خوشرفتار او بر دل گذاشت

وقت آن کس خوش که چون گل با دهان زرفشان

خونبهای خویش را در دامن قاتل گذاشت

پیش ازین بر گرد سرگشتن چنین رسوا نبود

این بنای خیر را پروانه در محفل گذاشت

برق عالمسوز شد در خرمن مجنون فتاد

از نگاه گرم، هر داغی که بر محمل گذاشت

دست ما می شد به آن معراج گردن سرفراز

چند روزی می توانستیم اگر بر دل گذاشت

صحبت جان با تن خاکی دو روزی بیش نیست

موج را دریا نخواهد در کف ساحل گذاشت

تربیت می کرد تخم شوق را دهقان عشق

یک دو روز آیینه ما را اگر در گل گذاشت

میل من با طاق ابروی بتان امروز نیست

در ازل معمار دیوار مرا مایل گذاشت

دور کرد از خانه خود دولت ناخوانده را

هر که صائب دست رد بر سینه سایل گذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۸همت مردانه ما از می حمرا گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹می توان با همت سرشار از دنیا گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰همچو برق از عالم اسباب می باید گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۳در دلم هرگاه زلف آن پری پیکر گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۴همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۵می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.