پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۵

می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشت

از تماشای بناگوش بتان نتوان گذشت

یک سر مو بر تنم بی پیچ و تاب عشق نیست

تا کدامین آتشین جولان ازین میدان گذشت

خاکمال خجلت همکار خوردن مشکل است

از غبار خط او یارب چه بر ریحان گذشت

خنده سایل بلاگردان برق آفت است

وای بر کشتی که از وی خوشه چین گریان گذشت

آب می گردد به چشم از مهر و از تاب رخش

اشک نتواند مرا از سایه مژگان گذشت

چشم آخربین به استقبال آفتاب می رود

عمر ما چون نوح در اندیشه طوفان گذشت

اهل معنی را به صورت هست ربط معنوی

چون تواند صائب از نظاره خوبان گذشت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۷کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۸از سر خاک شهیدان یار خوش سنگین گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۹عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۰مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۱روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۲از سودا آفرینش دل مکدر بازگشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۳پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶۴آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.