پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۱

روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت

عمر ما چون چشم قربانی به حیرانی گذشت

ساحل مقصود داند موجه شمشیر را

کشتی هر کس ازین دریای طوفانی گذشت

حال صحرای پر از گرد علایق را مپرس

سر به سر اوقات من در دامن افشانی گذشت

تا نهادم پای در وحشت سرای روزگار

عمر من در فکر آزادی چو زندانی گذشت

سنبل فردوس شد در خوابگاه نیستی

آنچه ز ایام حیاتم در پریشانی گذشت

پای باد از پیچ وتاب راه می پیچد به هم

چون تواند شانه از زلفش به آسانی گذشت؟

نوبهار زندگی چون غنچه نشکفته ام

جمله در زندان تنگ از پاکدامانی گذشت

چند پرسی صائب احوال پریشان مرا؟

مدت بیداریم در خواب ظلمانی گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۳پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۴آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۵هر که راهِ گفتگو در پردهٔ اسرار یافت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۶هر که خود را یافت، دولت در کنار خویش یافت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۷از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰گرچه از بیداد خسرو زین جهان فرهاد رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.