پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۶

هر که خود را یافت، دولت در کنار خویش یافت

حاصل روی زمین را در غبار خویش یافت

خاک در چشمش اگر آرد دو عالم را به چشم

هر که بتواند نهان و آشکار خویش یافت

چشم پوشید از جهان تا دل به فکر حق فتاد

بی نیاز از دام شد هر کس شکار خویش یافت

چون به دیوار تن آسانی تواند پشت داد؟

هر سبکسیری که گرد شهسوار خویش یافت

هر که از خود می تواند ساختن قالب تهی

ماه را چون هاله خواهد در کنار خویش یافت

چشم بینایی که شد در نقطه توحید محو

هفت پرگار فلک را بیقرار خویش یافت

حسن هیهات است رنج عشق را ضایع کند

کوهکن از کار شیرین مزد کار خویش یافت

در صحیحان صحبت عیسی کند انشای درد

غم فراوان گشت تا دل غمگسار خویش یافت

می شود درد طلب مطلوب، چون کامل شود

بلبل ما وصل گل از خارخار خویش یافت

دامن جمعیت دل را به دست باد داد

غنچه ما بهره ای کز نوبهار خویش یافت

هر سیه کاری که از کردار خود شد منفعل

ابر رحمت از جبین شرمسار خویش یافت

هر که چون صائب دل خود را به نومیدی نهاد

عیش عالم در دل امیدوار خویش یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰گرچه از بیداد خسرو زین جهان فرهاد رفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷۱آنچه از خط یار را بر غنچه مستور رفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷۲چون قلم مد حیات من به قیل وقال رفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۳هر که عبرت حاصل از اوضاع دنیا کرد و رفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷۴بوی زلف او حواسم را پریشان کرد و رفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۵دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.