پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۷

از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافت

کز زبان چرب، تشریف شکر بادام یافت

تنگدستی مایه امیدواری شد مرا

بهله با دست تهی تا از میانش کام یافت

بیقراری باعث آرامش دل شد مرا

آنچنان کز جنبش گهواره طفل آرام یافت

شانه را هرگز ز زلف پر شکن روزی نشد

این گشایشها که دل از حلقه های دام یافت

بود تا بر تن سر منصور بی آرام بود

آخر از دار فنا سر منزل آرام یافت

نقش شد در دیده ام ناساز چون موی زیاد

تا عقیق از رهگذار ساده لوحی نام یافت

کامجویان را نگردد روزی از بوس و کنار

شوق عاشق لذتی کز نامه و پیغام یافت

نام شاهان از اثر در دور می باشد مدام

جم بلند آوازگی صائب ز فیض جام یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰گرچه از بیداد خسرو زین جهان فرهاد رفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷۱آنچه از خط یار را بر غنچه مستور رفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷۲چون قلم مد حیات من به قیل وقال رفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷۳هر که عبرت حاصل از اوضاع دنیا کرد و رفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۴بوی زلف او حواسم را پریشان کرد و رفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷۵دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۶زهرخند ای دل که دور گریه مستانه رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.