پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۰

مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت

از تهی مغزی حیاتم در سبکساری گذشت

خواب غفلت فرصت وا کردن چشمی نداد

روز من در پرده شب از سیه کاری گذشت

در شبستان عدم شد شمع کافوری مرا

آنچه از شبهای تار من به بیداری گذشت

می توانم بی تأمل سینه زد بر تیغ کوه

لیک نتوانم به آسانی ز همواری گذشت

بر دل خوش مشربم چون سایه ابر بهار

سختی دوران سنگین دل به همواری گذشت

سجده گاه بیخودان را احترامی لازم است

از در میخانه می باید به هشیاری گذشت

ظالمان را آیه رحمت بود فرمان غزل

چشم او در دور خط از مردم آزاری گذشت

این جواب آن غزل صائب که خسرو گفته است

ضایع آن روزی که مستان را به هشیاری گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۲از سودا آفرینش دل مکدر بازگشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۳پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۴آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۵هر که راهِ گفتگو در پردهٔ اسرار یافت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۶هر که خود را یافت، دولت در کنار خویش یافت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۷از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.