پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۳

پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت

از سیه پیران بود در دیده ریحان بهشت

هست زندان پر از وحشت به چشم عارفان

پیش طاق آن دو ابرو قصر و ایوان بهشت

خلد جای نعمت دیدار نتواند گرفت

می خورد خون عارف از نعمای الوان بهشت

هر که دارد قامت رعنای او را در نظر

می رود دایم سراسر در خیابان بهشت

دور باش ناز اگر نزدیک گذارد مرا

می توان گل چیدن از سیمای دربان بهشت

ای بهشتی رو، ز عاشق روی پوشیدن چرا؟

گل نمی گردد به چیدن کم ز بستان بهشت

زینهار از حلقه فتراک جانان سرمپیچ

تا هم اینجا سر برآری از گریبان بهشت

راه پیمایی که بر خود خواب راحت تلخ کرد

پاک سازد گرد راه از خود به دامان بهشت

چشم گریانی که آرد خون غیرت را به جوش

پیش من خوشتر بود از روی خندان بهشت

قانعان را در دل خرسند آه سرد نیست

ره نمی باشد خزان را در گلستان بهشت

با پریزادان معنی عشقبازی کرده است

کی به چشم صائب آید حور و غلمان بهشت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۵هر که راهِ گفتگو در پردهٔ اسرار یافت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۶هر که خود را یافت، دولت در کنار خویش یافت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۷از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰گرچه از بیداد خسرو زین جهان فرهاد رفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷۱آنچه از خط یار را بر غنچه مستور رفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۲چون قلم مد حیات من به قیل وقال رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.