پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۷

کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت

تا سر مژگان رسید، از صد محیط خون گذشت

قمریی بر لوح خاک از نقش پایش نقش بست

سرو من هر جا که با آن قامت موزون گذشت

آتش سودا نمی خوابد به افسون اجل

مرغ نتواند هنوز از تربت مجنون گذشت

شب به مستی پنبه از داغ درون برداشتم

مست شد از بوی گل هر کس که از بیرون گذشت

نیست بی روشندلی هرگز خرابات مغان

خم سلامت باد اگر دوران افلاطون گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۹عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۰مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۱روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۲از سودا آفرینش دل مکدر بازگشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۳پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۴آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۵هر که راهِ گفتگو در پردهٔ اسرار یافت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶۶هر که خود را یافت، دولت در کنار خویش یافت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.