پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۴

همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت

کعبه را گم کرد هر کس بی خبر از دل گذشت

همچو تار سبحه گر همواره سازی خویش را

می توان در یک دم از صد عقده مشکل گذشت

پیش زهر منت احسان بود شیر و شکر

از جواب تلخ ممسک آنچه بر سایل گذشت

در دل فولاد، جوهر موی آتش دیده شد

تا خیال خون گرمم تیغ را در دل گذشت

از شکست موج چون آب گهر آسوده شد

تا دل دریایی من از سر ساحل گذشت

با دل روشن نگردد جمع، خواب عافیت

عمر شمع ما به اشک و آه در محفل گذشت

برق می تابد عنان از خار جولانگاه عشق

تا گذشت از وادی مجنون، چه بر محمل گذشت!

حلقه دام چشم از بهر شکار عبرت است

وای بر آن کس که این عبرت سرا غافل گذشت

تا درین گلزار صائب راست کردم قد خویش

چون صنوبر عمر من در زیر بار دل گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۶برق چون ابر بهار از کشت من گریان گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۷کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۸از سر خاک شهیدان یار خوش سنگین گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۹عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۰مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۱روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۲از سودا آفرینش دل مکدر بازگشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶۳پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.