پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۲

نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت

بی صدای پا ازین کهسار می باید گذشت

تا درین محفل نفس چون نی توانی راست کرد

برگ می باید فشاند، از بار می باید گذشت

جسم خاکی بر نمی دارد عمارت همچو سیل

از سر تعمیر این دیوار می باید گذشت

نیست صحرای علایق جای آرام و قرار

دامن افشان زین ره پر خار می باید گذشت

پاس فقر از شور چشمان بر فقیران لازم است

تند و تلخ از دولت بیدار می باید گذشت

نازپروردان مشرب را غرور دیگرست

چون به مستان می رسی هشیار می باید گذشت

دامن گنج گهر آسان نمی آید به دست

گام اول از دهان مار می باید گذشت

نیست چون چشم بتان صحت دل افگار را

از سر تدبیر این بیمار می باید گذشت

فکر در دنیای بی حاصل جنون می آورد

صائب از اندیشه بسیار می باید گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۴همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۵می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۶برق چون ابر بهار از کشت من گریان گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۷کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۸از سر خاک شهیدان یار خوش سنگین گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۹عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۰مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶۱روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.