پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۹

می توان با همت سرشار از دنیا گذشت

موج با این شهپر توفیق از دریا گذشت

هر سر خاری دم از شمع تجلی می زند

تا کدامین آتشین رخسار ازین صحرا گذشت

یک شرر تخم محبت در دل شیرین نکاشت

تیشه آتش نفس چندان که بر خارا گذشت

آب حیوان و می روشن ز یک سرچشمه اند

از سر جان بگذرد هر کس که از صهبا گذشت

آخر ای عمر سبکرو این قدر تعجیل چیست؟

سیل ازین آهسته تر از دامن صحرا گذشت

خصم را بی برگی ما خون رحم آرد به جوش

برق چون ابر بهار از کشتزار ما گذشت

کار، تأثیر نفس دارد نه آواز بلند

ورنه در فریاد بتواند خر از عیسی گذشت!

صائب از آغاز و انجام حیات ما مپرس

گردبادی بود پنداری که بر صحرا گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۳در دلم هرگاه زلف آن پری پیکر گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۴همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۵می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۶برق چون ابر بهار از کشت من گریان گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۷کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۸از سر خاک شهیدان یار خوش سنگین گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.