پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۸

همت مردانه ما از می حمرا گذشت

کشتی ما با دهان خشک ازین دریا گذشت

تنگنای جسم بر ما زندگی را تلخ داشت

در فشار قبر، ایام حیات ما گذشت

در کهنسالی جوان شد هر که ترک می نکرد

در جوانی پیر شد هر کس که از صهبا گذشت

گر نمی شد خارخار عشق دامنگیر ما

می توانستیم آسان از سر دنیا گذشت

تا گسست از رشته مریم ز چشم دوربین

ز اطلس گردون مجرد سوزن عیسی گذشت

قالب فرسودگان، فانوس شمع طور شد

تا به خاک کشتگان آن آتشین سیما گذشت

بس که دامنگیر افتاده است خاک کوی عشق

سیل بی زنهار نتواند ازین صحرا گذشت

در هلاک کوهکن شمشیر زهرآلود شد

از دهان تیشه هر زخمی که بر خارا گذشت

روزی دل گشت از زلف دراز او مرا

آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت

ترک دستار تعین کام بخش عالمی است

محفلی را کرد رنگین تا ز سر مینا گذشت

گرچه پایش تا به زانو در گل است از بار دل

سرو نتواند ز سیر عالم بالا گذشت

در زمان موجه اشک فلک پیمای من

ابر صائب از سر دریوزه دریا گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰همچو برق از عالم اسباب می باید گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۳در دلم هرگاه زلف آن پری پیکر گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۴همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۵می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۶برق چون ابر بهار از کشت من گریان گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۷کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.