پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۵

دست ما چون سرو هرگز بخت دامانی نداشت

هرگز این بی حاصل از ایام، سامانی نداشت

حلقهٔ زلفت به روی گرم عالم را گرفت

خاتم دولت به این خوبی سلیمانی نداشت

داغ، آب زندگی را در سیاهی غوطه داد

یوسف مصری چنین چاه زنخدانی نداشت

در زمان ما نشد هموار وضع آسمان

طوطی ما هرگز از آیینه میدانی نداشت

در رگِ ابرِ کرم این کوتهی امروز نیست

دفتر افلاک هرگز مدّ احسانی نداشت

تا دل ما آب شد، باران حیرت عام شد

ورنه از شبنم، گلستان چشمِ حیرانی نداشت

بر صفِ نقشِ مراد، آن زد که در روی زمین

خانه‌اش چون خانهٔ آیینه دربانی نداشت

پیش ازین در فکرِ زادِ آخرت بودند خلق

هیچ کس اندیشهٔ آب و غم نانی نداشت

گر نمی‌آمد به رویِ کارِ عالم آه ما

تا قیامت این سفال خشک، ریحانی نداشت

نقش امّید از دل ما شست آخر آسمان

هیچ کس زین ابرِ خشک امّیدِ بارانی نداشت

عشق صائب عالم آسوده را پُرشور کرد

ورنه این دریای لنگردار طوفانی نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۷در بهار نوجوانی هر که از صهبا گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴۸همت مردانه ما از می حمرا گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹می توان با همت سرشار از دنیا گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰همچو برق از عالم اسباب می باید گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۳در دلم هرگاه زلف آن پری پیکر گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۴همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.