پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۴

ای ستمگر از نگاه دور رنجیدن نداشت

این گناه سهل، بر انگشت پیچیدن نداشت

شکوه ننوشتن مکتوب را طی می کنیم

نامه ما ای فرامشکار نشنیدن نداشت

از برای کشتن من کم نبود اسباب قتل

حال بیمار من از اغیار پرسیدن نداشت

سرکشی چون مانع است از دیدن عاشق ترا

از من ای بی رحم، راه خانه پرسیدن نداشت

قهرمان غیرت عشاق، بی جاسوس نیست

روی خود در خلوت آیینه بوسیدن نداشت

گریه ابر و نشاط برق، با هم خوشنماست

پیش چشم ما به روی غیر خندیدن نداشت

شور بختی شوریی در چشم ما نگذاشته است

از حضور ما بساط باده برچیدن نداشت

کی کند در منتهای حسن، زیر پا نگاه؟

آن که در طفلی ز تمکین ذوق گل چیدن نداشت

می توان از یک ورق، خواندن کتابی را تمام

اینقدر بر دفتر ایام، گردیدن نداشت

در چنین وقتی که صائب خاک ره گردیده است

زیر پای خویش ای بی رحم، نادیدن نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۶هر که بیخود شد، قدم در آستان دل گذاشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴۷در بهار نوجوانی هر که از صهبا گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴۸همت مردانه ما از می حمرا گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹می توان با همت سرشار از دنیا گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰همچو برق از عالم اسباب می باید گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۳در دلم هرگاه زلف آن پری پیکر گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.