پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۳

زان کمان ابرو سر تسلیم پیچاندن نداشت

رو به مرگ از قبله آن تیغ گرداندن نداشت

از نگاهی بود ممکن کشتن ما عاجزان

دست و تیغ نازنین خویش رنجاندن نداشت

قابل فتراک اگر صید ضعیف ما نبود

از ازل ای شاهباز حسن گیراندن نداشت

چشم قربانی نمی دارد نگاه بی ادب

از من حیران عذار خویش پوشاندن نداشت

دور باش از خویشتن دارد سپند بی قرار

از حریم وصل این بی‌تاب را راندن نداشت

بر گهر گرد یتیمی آبروی عزت است

از غبار هستی ما دامن افشاندن نداشت

خون قربان گشتگان را دست دامنگیر نیست

از سر خاک شهیدان راه گرداندن نداشت

قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست

نامه ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت

زیر تیغ او که یک جان را دهد صد جان عوض

نقد جان خویش را صائب نیفشاندن نداشت

چون به عمر جاودان صائب تسلی گشت خضر؟

داشت سیری عالم امکان ولی ماندن نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۵دست ما چون سرو هرگز بخت دامانی نداشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴۶هر که بیخود شد، قدم در آستان دل گذاشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴۷در بهار نوجوانی هر که از صهبا گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴۸همت مردانه ما از می حمرا گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹می توان با همت سرشار از دنیا گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰همچو برق از عالم اسباب می باید گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.