پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۴

چشم شبنم محرم رخسار گلفام تو نیست

بوسه را رنگی ز لبهای می آشام تو نیست

نیست در صلب یمن سنگی که خون رغبتش

چون می نارس به جوش از حسرت نام تو نیست

بوی یوسف می کند بیت الحزن را گلستان

هیچ کس را شکوه از گردون در ایام تو نیست

قمری از پاس غلط در حلقه تقلید ماند

ورنه در روی زمین سروی به اندام تو نیست

بوسه شیرین دهانان را مکرر همچو قند

کرده ام لب چش، به شیرینی چو پیغام تو نیست

یوسفی در بیع دارد هر تهیدستی ز تو

هیچ کافر ناامید از رحمت عام تو نیست

غیر من کز دامن زلف تو دستم کوته است

هیچ فرد باطلی بی مد انعام تو نیست

صائب از همت به فتراک تو خود را بسته است

ورنه صید لاغر او قابل دام تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰۶یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰۷هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰۸دلبر از دل نیست غافل، دل اگر آگاه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۰۹روی هفتاد و دو ملت جز در آن درگاه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰نیست یک شادی که انجامش به غم پیوسته نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳در ریاض آفرینش خاطر آسوده نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.