پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۳

آفت دولت به ابنای زمان معلوم نیست

لقمه چون افتاد فربه استخوان معلوم نیست

از خدنگ عشق چون تیر جگر دوز قضا

از لطافت هیچ جز گرد از نشان معلوم نیست

هر کجا آزادگی باشد، نباشد انقلاب

در بساط سرو آثار خزان معلوم نیست

بوسه می خواهد که راه آشنایی وا کند

بر نفس هر چند راه آن دهان معلوم نیست

از شتاب عمر دارد بی خبر غفلت ترا

از هجوم سبزه این آب روان معلوم نیست

تا ز خود بیرون نیایی خویش را نتوان شناخت

عیب تیر کج در آغوش کمان معلوم نیست

می شوی وقت رحیل از غفلت خود باخبر

در حضر سنگینی خواب گران معلوم نیست

طفل داند دایه را حور و بهشت و جوی شیر

زشتی زال جهان بر ناقصان معلوم نیست

بیشتر پاس ادب دارند شرم آلودگان

در گلستانی که آنجا باغبان معلوم نیست

در رگ کان تا بود یاقوت، خون مرده ای است

در خموشی جوهر تیغ زبان معلوم نیست

مشکل است از جستجو آزادگان را یافتن

از سبکباری پی این کاروان معلوم نیست

در غریبی می نماید فکر صائب خویش را

نکهت گل تا بود در گلستان معلوم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰۵داغ من ممنون شکرخند پنهان تو نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰۶یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰۷هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۰۸دلبر از دل نیست غافل، دل اگر آگاه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰۹روی هفتاد و دو ملت جز در آن درگاه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰نیست یک شادی که انجامش به غم پیوسته نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.