پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۲

خال محتاج کمند زلف عنبرفام نیست

دانه چون افتاد گیرا، احتیاج دام نیست

از نسیمی می توان برداشتن ما را ز خاک

چشم ما چون دیگران بر بوسه و پیغام نیست

شبنمی را کز محیط بیکران افتاد دور

در کنار لاله و آغوش گل آرام نیست

خاک ره شو گر طلبکار دلی، کاین کعبه را

جز غبار خاکساری جامه احرام نیست

باغ عقل است آن که در عمری رساند میوه ای

آفتاب عشق بر هر کس که تابد خام نیست

ترک خودکامی، جهان در شکرستان کردن است

تلخکامی جز نصیب مردم خودکام نیست

کیسه پردازان دنیا غافلند از نقد وقت

ورنه نقدی این چنین در کیسه ایام نیست

در مصیبت خانه دنیا که آزادی است مرگ

خون خود را می خورد مرغی که بی هنگام نیست

می پرد دل بی خرد را بهر اوج اعتبار

طفل ناافتاده را اندیشه ای از بام نیست

شام ماه روزه دارد داغ، صبح عید را

بی تکلف هیچ شهری این قدر خوش شام نیست

جوهر مجنون نداری گرد این وادی مگرد

نیست آهویی درین صحرا که شیراندام نیست

از زبان شکوه ما حسن صائب فارغ است

شکرستان را خبر از تلخی بادام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰۴چشم شبنم محرم رخسار گلفام تو نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰۵داغ من ممنون شکرخند پنهان تو نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰۶یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۰۷هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰۸دلبر از دل نیست غافل، دل اگر آگاه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۰۹روی هفتاد و دو ملت جز در آن درگاه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰نیست یک شادی که انجامش به غم پیوسته نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.