پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۷

از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است

کز ته هر حلقه خورشید دگر تابان شده است

می مکد چون شمع تا روز جزا انگشت خویش

هر که بر خوان وصال او شبی مهمان شده است

آسمان از کهکشان در حلقه زنار اوست

ناخدا ترسی که ما را رهزن ایمان شده است

از دو عام می برد نظارگی را دیدنش

حسن بالا دست این یوسف چه باسامان شده است

دیده بد دور ازین یوسف که دور آسمان

در زمان حسن او یک دیده حیران شده است

دل ز شوخی در تن خاکی نمی گیرد قرار

این شرر در سینه خارا سبک جولان شده است

پنجه فولاد را از چرب نرمی می بریم

از رگ ما نیشتر بسیار رو گردان شده است

خنده شادی خطر بسیار دارد در کمین

پسته زیر پوست از چشم بدان پنهان شده است

یاد ما کردن چه سود اکنون که آن کنج دهن

از غبار خط مشکین گوشه نسیان شده است

از ملاقات گرانجانان درین وحشت سرا

سود ما این بس که ترک زندگی آسان شده است

من به این سرگشتگی صائب به منزل چون رسم؟

در بیابانی که چندین خضر سرگردان شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۹شکر ما کوته زبان از کثرت احسان شده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۰از شکوه عشق، میدان تنگ بر هامون شده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ابر رحمت با دل و دست گهربار آمده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۲بلبل رنگین نوایی بر سر کار آمده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۳از جوانی داغ ها بر سینه ما مانده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴مردمی در طینت اهل جهان کم مانده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵سرکشی از قامت آن دلربا زیبنده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.