پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۴

نه همین آن سنگدل ما را فرامش کرده است

مستی دارد که دنیا را فرامش کرده است

آنچنان کز نقشها آیینه باشد بی خبر

دیده حیران تماشا را فرامش کرده است

یاد دریا تازه دارد قطره را هر جا که هست

قطره پندارد که دریا را فرامش کرده است

در حریم سینه من با خیال یار، دل

حالتی دارد که دنیا را فرامش کرده است

هر کسی گویند دارد نوبتی در آسیا

آسمان چون نوبت ما را فرامش کرده است؟

طوطی ما بس که مشغول تماشای خودست

صائب آن آیینه سیما را فرامش کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳۶داغ سودا فارغ از فکر کلاهم کرده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۳۷سر گران با عقل آن طرف کلاهم کرده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳۸خلق، دشوار جهان را بر من آسان کرده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۹تا که را قسمت شهید سنگ طفلان کرده است؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۰نه همین سرگشته ما را دور گردون کرده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۱جلوه هر جا یار با پای نگارین کرده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲خضر را گر سبز آب زندگانی کرده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.