پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۹

تا که را قسمت شهید سنگ طفلان کرده است؟

بید مجنون گیسوی ماتم پریشان کرده است

گردن ما در کمند جوهر آیینه نیست

ساده لوحی طوطی ما را سخندان کرده است

می تواند کوکب ما را خرید از سوختن

آن که بر خال تو آتش را گلستان کرده است

حسن دارد شیوه های دلفریب از عشق یاد

چشم مجنون، چشم آهو را سخندان کرده است

می کشد هر دم برون زور جنون از خانه ا

عشق در پیری مرا همسنگ طفلان کرده است

خامه صائب ز بس شیرین زبانی پیشه کرد

سرمه زار اصفهان را شکرستان کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۱جلوه هر جا یار با پای نگارین کرده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲خضر را گر سبز آب زندگانی کرده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۴کاو کاو منکران می آرد از چشمش برون
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۵بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۶از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۷از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۸بر من از پیری سرای عاریت زندان شده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.