پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۲

خضر را گر سبز آب زندگانی کرده است

عالمی را زنده دل آن یار جانی کرده است

از خس و خار تمنا جلوه آن گلعذار

سینه ها را پاک از آتش عنانی کرده است

در جواب غیر از دستش نمی افتد قلم

آن که یاد ما به پیغام زبانی کرده است

در کهنسالی ز نسیان شکوه کافر نعمتی است

تلخ، پیری را به من یاد جوانی کرده است

جز گرفتاری سخنسازی ندارد حاصلی

طوطیان را در قفس شیرین زبانی کرده است

صبح را پاس نفس دل زنده دارد جاودان

شمع، کوته عمر خود ز آتش زبانی کرده است

گریه تلخ است چون گل حاصلش از زندگی

عمر خود هر کس که صرف شادمانی کرده است

رفتنش بر ماندگان باشد سبک چون برگ کاه

در حیات آن کس که بر دلها گرانی کرده است

نیست ممکن صائب از خلوت قدم بیرون نهد

هر که تسخیر پریزاد معانی کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۴کاو کاو منکران می آرد از چشمش برون
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۵بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴۶از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۷از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۸بر من از پیری سرای عاریت زندان شده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۹شکر ما کوته زبان از کثرت احسان شده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵۰از شکوه عشق، میدان تنگ بر هامون شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ابر رحمت با دل و دست گهربار آمده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.