پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۱

جلوه هر جا یار با پای نگارین کرده است

نقش پایش خاک را دامان گلچین کرده است

رشته سبحه است هر تاری ز زلف کافرش

بس که تاراج دل آن غارتگر دین کرده است

کرده است از سادگی محضر به خون خود درست

بال خود را هر که چون طاوس رنگین کرده است

قاف را در دیده ها کرده است بی وزن و سبک

پله ناز ترا آن کس که سنگین کرده است

هر که آگاه است از تردستی پیر مغان

چون سبو از دست خشک خویش بالین کرده است

کرده ام انگور شیرین را شراب تلخ من

خون خود را مشک اگر آهوی مشکین کرده است

صبح برخیزد صبوحی کرده از خواب گران

هر که وقت خواب، مینا شمع بالین کرده است

غفلت ما را سبب عمر سبک جولان شده است

خواب ما را این صدای آب سنگین کرده است

ما ازان حلم گرانسنگیم در عصیان دلیر

کبک ما را هرزه خند آن کوه تمکین کرده است

هر که صائب دارد از دنیا طمع آسودگی

فکر خواب عافیت در خانه زین کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۴کاو کاو منکران می آرد از چشمش برون
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴۵بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۶از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۷از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۸بر من از پیری سرای عاریت زندان شده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۹شکر ما کوته زبان از کثرت احسان شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۰از شکوه عشق، میدان تنگ بر هامون شده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.