پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۸

خلق، دشوار جهان را بر من آسان کرده است

تازه رویی بر من آتش را گلستان کرده است

جمع اگر از بستن لب شد دل من، دور نیست

خامشی بسیار ازین سی پاره قرآن کرده است

لنگر تسلیم پیدا کن که بحر حق شناس

بارها موج خطر را مد احسان کرده است

جبهه واکرده ما از ملامت فارغ است

خنده ها بر تیغ این زخم نمایان کرده است

فکر آب و دانه من بی تردد می کند

آن که زیر بال را بر من گلستان کرده است

سنبل فردوس در چشمش بود موی زیاد

خواب هر کس را خیال او پریشان کرده است

بر خط تسلیم سر نه، کاین ره تاریک را

نقش پای گرم رفتاران چراغان کرده است

نقش پای رفتگان هموار سازد راه را

مرگ را داغ عزیزان بر من آسان کرده است

حرف سخت عاقلان دیوانه را بر هم شکست

تا کجا پهلو تهی از سنگ طفلان کرده است؟

گردد از دست نوازش پایه معنی بلند

مور را شیرین سخن دست سلیمان کرده است

پاکی دامان مریم شهپر عیسی شده است

همدم خورشید، شبنم را گلستان کرده است

کعبه را چون محمل لیلی مکرر شوق او

همسفر با گردباد برق جولان کرده است

پسته را هر چند مردم در شکر پنهان کنند

آن لب نوخط، شکر در پسته پنهان کرده است

پیش آن چشم سیه دل می گذارد پشت دست

گرچه خط بسیار ازین کافر مسلمان کرده است

دیده قربانیان چشم سخنگو گشته است

بس که مردم را تماشای تو حیران کرده است

گرد تهمت پاک خواهد کرد صائب از رخش

دامن پاکی که یوسف را به زندان کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۰نه همین سرگشته ما را دور گردون کرده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۱جلوه هر جا یار با پای نگارین کرده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲خضر را گر سبز آب زندگانی کرده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۴کاو کاو منکران می آرد از چشمش برون
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۵بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۶از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۷از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.