پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۵

آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است

خاطر ما را پریشانتر ز سنبل کرده است

من ندارم طالع از مقصود، ورنه بارها

گل ز مستی تکیه بر زانوی بلبل کرده است

این چه رخسارست، گویا چهره پرداز بهار

آب و رنگ صد چمن را صرف یک گل کرده است

جوهر ما از پریشانی نمی آید به چشم

از نظر این چشمه را پوشیده سنبل کرده است

سرکشی مگذار از سر تا نگردی پایمال

کز تواضع خصم کم فرصت مرا پل کرده است

نیست پروای ستم ما را که جان سخت ما

خون عالم در دل تیغ تغافل کرده است

صائب از افتادگی مگذر که ابر نوبهار

قطره را گوهر به اکسیر تنزل کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳۷سر گران با عقل آن طرف کلاهم کرده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۳۸خلق، دشوار جهان را بر من آسان کرده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳۹تا که را قسمت شهید سنگ طفلان کرده است؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۰نه همین سرگشته ما را دور گردون کرده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۱جلوه هر جا یار با پای نگارین کرده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲خضر را گر سبز آب زندگانی کرده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۴کاو کاو منکران می آرد از چشمش برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.