پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۳

از ته دل هر که روی خود به دنیا کرده است

پشت از کوتاه بینی ها به عقبی کرده است

رزق ما بی دست و پایان بی طلب خواهد رساند

در رحم آن کس که روزی را مهیا کرده است

می خلد چون خار در چشمش تماشای بهشت

هر که سیر گلشن حسنش سراپا کرده است

مردمک چون نقطه سهوست بر چشمم گران

خال او تا در دلم جا چون سویدا کرده است

از رمیدنها خیال چشم آن وحشی غزال

سینه تنگ مرا دامان صحرا کرده است

در دل او ره ندارم، ورنه نخل موم من

ریشه محکم بارها در سنگ خارا کرده است

بی زبان احوال ما را می تواند عرض کرد

بی سخن چشم ترا آن کس که گویا کرده است

در شکرخندش خدا داند چه کیفیت بود

آن که زهر چشم او کار مسیحا کرده است

چرخ کم فرصت همان از خاکمالم نگذرد

با زمین هر چند هموارم مدارا کرده است

نه زلیخا پیرهن تنها به بدنامی درید

عشق صائب پر ازین مستور رسوا کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳۵آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۳۶داغ سودا فارغ از فکر کلاهم کرده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳۷سر گران با عقل آن طرف کلاهم کرده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۸خلق، دشوار جهان را بر من آسان کرده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳۹تا که را قسمت شهید سنگ طفلان کرده است؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۰نه همین سرگشته ما را دور گردون کرده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۱جلوه هر جا یار با پای نگارین کرده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲خضر را گر سبز آب زندگانی کرده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.