پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۳

هر چه امروزست بار خاطرت فردا گل است

در جگرخاری که اینجا بشکند آنجا گل است

انبساط ماست موقوف گشاد کار خلق

فتح بابی هر که را رو می دهد ما را گل است

هر که با نیکان نشیند رنگ نیکان بر کند

چون ز می سیراب گردد پنبه مینا گل است

می پرستان در خزان عیش بهاران می کنند

قلقل میناست بلبل، باده حمرا گل است

پرده بیگانگی نبود میان حسن و عشق

در حریم بیضه بلبل گرم صحبت با گل است

قدر خاک افتاده را سرگشتگان دانند چیست

نقش پا گمراه را در دامن صحرا گل است

هست با هر داغ من پیوند خاصی عشق را

برگ برگ این چمن پیش چمن پیرا گل است

صحبت روشن ضمیران سرخ رویی بر دهد

شاخ مرجان در کنار بحر سر تا پا گل است

از فروغ شمع صائب نیست غم پروانه را

رهنورد شوق را آتش به زیر پا گل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵حسن عالمسوز ماه من دو بالای گل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶زهر در ساغر مرا از سیر ماه و انجم است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ریشه ما در زمین خاکساری محکم است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸نیست مردم هر که را نقش و نگار مردم است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹در حریم سینه عشاق، غم نامحرم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰در فشار دل، سر دست نگارین ظالم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱جان غافل را سفر در چار دیوار تن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲هستی دنیای فانی انتظار مردن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.