پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۶

زهر در ساغر مرا از سیر ماه و انجم است

آسمان پر کواکب شیشه پر کژدم است

چرخ معذورست در افشردن دلهای خلق

نخل ماتم تازه رو از آب چشم مردم است

کار نادان می شود مشکل تر از تدبیر خویش

از لگد محکم شود خاری که در زیر دم است

از علایق رشته ای تا هست، جان آزاد نیست

تا رگ خامی بود در باده، محبوس خم است

خرد مشمر جرم را هر چند باشد اندکی

کز بهشت آواره آدم از برای گندم است

دوری ظاهر حجاب تشنه دیدار نیست

قطره در هر جا که باشد متحد با قلزم است

از صفای سینه مستورست صائب داغ من

پرتو خورشید تابان پرده دار انجم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸نیست مردم هر که را نقش و نگار مردم است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹در حریم سینه عشاق، غم نامحرم است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰در فشار دل، سر دست نگارین ظالم است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱جان غافل را سفر در چار دیوار تن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲هستی دنیای فانی انتظار مردن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳حاصل شمشیر برق از کشت ما خون خوردن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴در تعلق کوه آهن در شمار سوزن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵اتفاق دوستان با هم دعای جوشن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.