پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵۰

در فشار دل، سر دست نگارین ظالم است

در هلاک بیگناهان تیغ خونین ظالم است

گرچه از زنگار خط تیغ نگاهش کند شد

همچنان مژگان آن غارتگر دین ظالم است

مشکل است از چشم گیرای تو دل برداشتن

پنجه مژگان دراز و خواب سنگین ظالم است

می کند دست حمایت ناتوانان را قوی

جرم رخسارست اگر آن زلف پرچین ظالم است

کوته اندیشی که سازد دست منسوبان دراز

در حقیقت نیست یک ظالم، که چندین ظالم است

کلک صائب بی زبان در عرض حال افتاده است

ورنه در صید معانی همچو شاهین ظالم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲هستی دنیای فانی انتظار مردن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳حاصل شمشیر برق از کشت ما خون خوردن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴در تعلق کوه آهن در شمار سوزن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵اتفاق دوستان با هم دعای جوشن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۶مجلس امشب از فروغ لاله رویان روشن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۷از عزیزان دیده پوشیده من روشن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۸تن چون شد از زخم جوهردار، حصن آهن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۹مرهم تیغ تغافل خون خود را خوردن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.