پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۵

گر باده با مشافههٔ دوستان خوش است

جای چمانه بر چمن بوستان خوش است

گل‌های بوستان چو رخ دوستان ماست

پس بوستان ما ز رخ دوستان خوش است

گیتی جوان شد از سر و پیری گرفت می

مجلس به زیر سایهٔ سرو جوان خوش است

هم ابر دُرفِشان شد و هم باغ گل‌فشان

این گلفشان به صحبت این دُرفِشان خوش است

گر جام می به دیده خوش آید شگفت نیست

در جام می لطافت جان است و جان خوش است

بلبل حکایت گل و مل خوش کند همی

او را ز بهر این دو حکایت زبان خوش است

خوش دار دل به عشرت و شادی که در جهان

تا ما خوشیم و عشرت ما خوش، جهان خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷چهرهٔ باغ زعفرانی گشت
  2. شمارهٔ ۸عید خوبان را چو روی خویشتن آراسته است
  3. شمارهٔ ۹زبس گل که در باغ ماوی گرفت
  4. شمارهٔ ۱۰چون زلف تو بی قرارم از عشقت
  5. شمارهٔ ۱۱بر سپهر نیکویی رویش چو مه خرمن زده است
  6. شمارهٔ ۱۲آن باده را که گونه بیجاده آمده است
  7. شمارهٔ ۱۳باد سحری طرب فزاید
  8. شمارهٔ ۱۴می خوارگان که باده ز رطل گران خورند
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.