پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۴

دوش نبرده‌ست مرا هیچ خواب

خفتن عشّاق نباشد صواب

چشم من ار خواب نیابد رواست

آب گرفته‌ست در او جای خواب

گر شکر آمد لب شیرین یار

چونکه مرا تلخ فرستد جواب

در لب لعلش همه نوش است و قند

در سر زلفش همه پیچ است و تاب

بی رخ او نور نیابد قمر

بی لب او نوش نگردد شراب

باد چو بربود نقاب از رخش

دیدهٔ من (بر) فلک آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶روی من چین از فراق آن نگار چین گرفت
  2. شمارهٔ ۷چهرهٔ باغ زعفرانی گشت
  3. شمارهٔ ۸عید خوبان را چو روی خویشتن آراسته است
  4. شمارهٔ ۹زبس گل که در باغ ماوی گرفت
  5. شمارهٔ ۱۰چون زلف تو بی قرارم از عشقت
  6. شمارهٔ ۱۱بر سپهر نیکویی رویش چو مه خرمن زده است
  7. شمارهٔ ۱۲آن باده را که گونه بیجاده آمده است
  8. شمارهٔ ۱۳باد سحری طرب فزاید
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.