پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۴

اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود

چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود

خدای را بستودم، که کردگار من است

زبانم از غزل و مدح بندگانش نسود

همه به تَنَبُّل و بند است بازگشتن او

شرنگ، نوش آمیغ است و روی زر اندود

بنفشه‌های طری خیل خیل سر بر کرد

چو آتشی که به گوگرد بردوید کبود

بیار و هان بده آن آفتاب که‌ش بخوری

ز لب فرو شود و از رخان برآید زود

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۶می آرد شرف مردمی پدید
  2. شمارهٔ ۴۷دریغ! مدحت چون زر و آبدار غزل
  3. شمارهٔ ۴۸هر باد، که از سوی بخارا به من آید
  4. شمارهٔ ۴۹کار همه راست، آنچنان که بباید
  5. شمارهٔ ۵۰دریا دو چشم و آتش بر دل همی فزاید
  6. شمارهٔ ۵۱اندی که امیر ما باز آید پیروز
  7. شمارهٔ ۵۲کسی را که باشد به دل مهر حیدر
  8. شمارهٔ ۵۳نگارینا، شنیده‌ستم که گاهِ محنت و راحت
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.