پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۹

کار همه راست، آنچنان که بباید

حال شادیست، شاد باشی، شاید

انده و اندیشه را دراز چه داری؟

دولت خود همان کند که بباید

رای وزیران ترا به کار نیابد

هرچه صوابست بخت خود فرماید

چرخ نیارد بدیل تو ز خلایق

وآن که ترا زاد نیز چون تو نزاید

ایزد هرگز دری نبندد بر تو

تا صد دگر به بهتری نگشاید

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۱اندی که امیر ما باز آید پیروز
  2. شمارهٔ ۵۲کسی را که باشد به دل مهر حیدر
  3. شمارهٔ ۵۳نگارینا، شنیده‌ستم که گاهِ محنت و راحت
  4. شمارهٔ ۵۴ - بر رخش «زلف» عاشق است چو منبر رُخَش زلف عاشق است چو من
  5. شمارهٔ ۵۵ای عاشق دل داده بدین جای سپنجی
  6. شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالطیب طاهر مصعبیمرا جود او تازه دارد همی
  7. شمارهٔ ۵۷اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت
  8. شمارهٔ ۵۸گر شود بحرِ کفِ همت تو موج زنان
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.