پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۴ - بر رخش «زلف» عاشق است چو من

بر رُخَش زلف عاشق است چو من

لاجرم همچو منش نیست قرار

من و زلفین او نگونساریم

او چرا بر گل است و من بر خار؟

همچو چشمم توانگر است لبم

آن به لعل، این به لؤلؤ شهوار

تا به خاک اندرت نگرداند

خاک و ماک از تو بر ندارد کار

رگ که با اندشار بنمایی

دل تو خوش کند به خوش گفتار

باد یک چند بر تو پیماید

اندر آنش روا شود بازار

لعل می را ز دُرْجِ خُم برکش

در کدو نیمه کن، به پیش من آر

زن و دخترش گشته مویه کنان

رخ کرده به ناخنان شَدکار

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالطیب طاهر مصعبیمرا جود او تازه دارد همی
  2. شمارهٔ ۵۷اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت
  3. شمارهٔ ۵۸گر شود بحرِ کفِ همت تو موج زنان
  4. شمارهٔ ۵۹ای خواجه، این همه که تو بر می‌دهی شمار
  5. شمارهٔ ۶۰به دور عدل تو در زیر چرخ مینایی
  6. شمارهٔ ۶۱چرخ فلک هرگز پیدا نکرد
  7. شمارهٔ ۶۲ - در مذمت اسب خودبود اَعْوَر و کوسج و لنگ و پس من
  8. شمارهٔ ۶۳وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.