پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

رباعیات

رباعی شماره ۳۱

ناصح چکنی زبانم از پندم مبند

یکبار بیا ببین در آن سرو بلند

گر چشم ز روی او توانی برداشت

من نیز دل از غمش توانم بر کند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شماره ۳۳در صومعه و مدرسه دیار نبود
  2. رباعی شماره ۳۴ز آئینهٔ دل چو زنگ اغیار زدود
  3. رباعی شماره ۳۵مجنون که تمام محو لیلی نشود
  4. رباعی شماره ۳۶یک جرعه هر آنکه از می ما نوشد
  5. رباعی شماره ۳۷گاهیم چو مرده در کفن میسازد
  6. رباعی شماره ۳۸گه مجنونم به دشت و کو میسازد
  7. رباعی شماره ۳۹ای رتبهٔ تاج و تخت را کرده بلند
  8. رباعی شماره ۴۰خاکم که به هیچ کس گذارم نبود
همه‌ی رباعیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.