پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

آنچنان داده عشق جوش مرا

که ز سر رفته عقل و هوش مرا

عقل کلی شده فراموشم

بسکه مالیده عشق گوش مرا

نه چنانم ز مستی دوشین

که کشیدن توان به دوش مرا

در خروشم ز شور چون دریا

نتوان ساختن خموش مرا

عاقبت می‌پرستی تو رضی

می فروشد به می فروش مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵چون مهر بر آی بام و ایوان را
  2. غزل شمارهٔ ۶خون شد دل پاره پارهٔ ما
  3. غزل شمارهٔ ۷جاه دنیا سر بسر نوک سنان و خنجر است
  4. غزل شمارهٔ ۸داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است
  5. غزل شمارهٔ ۹بهشت است آن ندانم یا بهار است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱چشم من چون به روی او باز است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲مهر بر روی یار باخته رنگ است
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.