پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

زهی طراوت حسن و کمال نور و صفا

که از جمال تو بیناست چشم نابینا

کدام خوب علم گشت در جهان به وفا

تو از مقولهٔ خوبان عالمی حاشا

بهار عشق دل از دیده مبتلا گردید

هر آن وفا که توبینی بلاست بر سر ما

زدوده‌اند حریفان ز دل غم کم و بیش

بریده‌اند زبان غازیان ز چون و چرا

اگر تو مرد رهی در طریق عشق رضی

رَهی ز میکده نزدیک‌تر مدان به خدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳آنچنان داده عشق جوش مرا
  2. غزل شمارهٔ ۴نقابی بر افکن ز پی امتحان را
  3. غزل شمارهٔ ۵چون مهر بر آی بام و ایوان را
  4. غزل شمارهٔ ۶خون شد دل پاره پارهٔ ما
  5. غزل شمارهٔ ۷جاه دنیا سر بسر نوک سنان و خنجر است
  6. غزل شمارهٔ ۸داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است
  7. غزل شمارهٔ ۹بهشت است آن ندانم یا بهار است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.