پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۱۵ - مایه رفعت

اگر ز هر خس و خاری فراکشی دامن

بهار عیش ترا آفت خزان نرسد

شکوه گنبد نیلوفری از آن سبب است

که دست خلق به دامان آسمان نرسد

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۱۷ - راز خوشدلیحادثات فلکی، چون نه به دست من و تست
  2. قطعهٔ ۱۸ - سخن پردازآن نواساز نوآیین، چو شود نغمه‌سرای
  3. قطعهٔ ۱۹ - مطایبه (طبیب و بیطار)عمری از جور چرخ مینارنگ
  4. قطعهٔ ۲۰ - حق رأیجان بابا، هرشب این دیوانه‌دل
  5. قطعهٔ ۲۱ - لاله کوهیسحر به دامن کهسار، لاله گفت به سنگ
  6. قطعهٔ ۲۲ - فتنه آذربایجانفغان که آتش کین آشیانِ ما را سوخت
  7. قطعهٔ ۲۳ - سوارکارانآن شنیدستم که در میدان «کورس»
  8. قطعهٔ ۲۴ - پند پیرانهدوش چشمت به خواب غفلت بود
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.