پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۱۳ - سخن‌پرداز

آن نواساز نوآیین چو شود نغمه‌سرای

سرخوش از ناله مستانه کند جان مرا

شیوه باد سحر عقده‌گشایی است رهی

شعر پژمان بگشاید دل پژمان مرا

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۱۵ - مایه رفعتاگر ز هر خس و خاری فراکشی دامن
  2. قطعهٔ ۱۶ - سایه اندوههرچه کمتر شود فروغ حیات
  3. قطعهٔ ۱۷ - راز خوشدلیحادثات فلکی، چون نه به دست من و تست
  4. قطعهٔ ۱۸ - سخن پردازآن نواساز نوآیین، چو شود نغمه‌سرای
  5. قطعهٔ ۱۹ - مطایبه (طبیب و بیطار)عمری از جور چرخ مینارنگ
  6. قطعهٔ ۲۰ - حق رأیجان بابا، هرشب این دیوانه‌دل
  7. قطعهٔ ۲۱ - لاله کوهیسحر به دامن کهسار، لاله گفت به سنگ
  8. قطعهٔ ۲۲ - فتنه آذربایجانفغان که آتش کین آشیانِ ما را سوخت
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.