پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۱۲ - راز خوشدلی

حادثات فلکی چون نه به دست من و توست

رنجه از غم چه کنی جان و تن خویشتنا؟

مردم دانا اندوه نخورد بهر دوکار

آنچه خواهد شدنا و آنچه نخواهد شدنا

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۱۴ - پاس ادبپاس ادب، به حد کفایت نگاه دار
  2. قطعهٔ ۱۵ - مایه رفعتاگر ز هر خس و خاری فراکشی دامن
  3. قطعهٔ ۱۶ - سایه اندوههرچه کمتر شود فروغ حیات
  4. قطعهٔ ۱۷ - راز خوشدلیحادثات فلکی، چون نه به دست من و تست
  5. قطعهٔ ۱۸ - سخن پردازآن نواساز نوآیین، چو شود نغمه‌سرای
  6. قطعهٔ ۱۹ - مطایبه (طبیب و بیطار)عمری از جور چرخ مینارنگ
  7. قطعهٔ ۲۰ - حق رأیجان بابا، هرشب این دیوانه‌دل
  8. قطعهٔ ۲۱ - لاله کوهیسحر به دامن کهسار، لاله گفت به سنگ
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.