پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۳

یک سخن زان لعل خاموشم بگوی

نکته‌ای شیرین‌تر از نوشم بگوی

بر دهانم نه لب و سری که هست

از زبان خویش در گوشم بگوی

امشبم چون دوش بودن آرزوست

از چه می‌داری شب دوشم؟ بگوی

هوش من در گفتن شیرین تست

تا نباید رفتن از هوشم بگوی

دیشبم پوشیده گفتی: سر بیار

این سخن بی‌یار سر پوشم بگوی

با دل مجنون من پیغام وصل

پیش از آن کز هجر برجوشم بگوی

اوحدی، با چشم مستش حال من

گر نکردستی فراموشم بگوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶۵شاخ ریحانی تو، یا برگ گل سوری؟ بگوی
  2. غزل شمارهٔ ۸۶۶عاشقم، از عشق من گر به گمانی بگوی
  3. غزل شمارهٔ ۸۶۷با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی
  4. غزل شمارهٔ ۸۶۸دل سرای خاص داشت از مجلس عامش مگوی
  5. غزل شمارهٔ ۸۶۹رخ باز نهادم به سماوات الهی
  6. غزل شمارهٔ ۸۷۰گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
  7. غزل شمارهٔ ۸۷۱ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۷۲ای از گل سوری دهنت غنچه نمایی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.