پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۰

گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟

بتا، تعلق خاطر به سرو وبان چه دهی؟

ز سرو راست تری، یاد نسترن چه کنی

ز لاله خوب‌تری دل به ارغوان چه دهی؟

چو غنچه تنگ دلی را به خندهٔ چو شکر

ز پستهٔ دهن خویشتن نشان چه دهی؟

چو نرگس تو ز بیداد خون خلق بریخت

تو تیر غمزه به ابروی چون کمان چه دهی؟

بنفشه را چو زبان بر کشیده ای ز قفا

به خیره سوسن پر فتنه را امان چه دهی؟

چو طوطی لب لعل تو در حدیث آمد

به هرزه بلبل شوریده را زبان چه دهی؟

اگر نه همچو فلک تند خوی و بد مهری

مراد دشمن و تشویق دوستان چه دهی؟

بر آستان تو بگریستم به طیره شدی

که باز رحمت این خاک آستان چه دهی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷۲ای از گل سوری دهنت غنچه نمایی
  2. غزل شمارهٔ ۸۷۳به پیمانی نمی‌پویی، به پیوندی نمی‌پایی
  3. غزل شمارهٔ ۸۷۴دلم زخم بلا دارد ز چشم تیر بالایی
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۵دمشق عشق شد این شهر و مصر زیبایی
  5. غزل شمارهٔ ۸۷۶گر چه در کوی وفا جا نگرفتی و سرایی
  6. غزل شمارهٔ ۸۷۷هرگزت عادت نبود این بی‌وفایی
  7. غزل شمارهٔ ۸۷۸ای در دل من چو جان کجایی؟
  8. غزل شمارهٔ ۸۷۹چه شود کز سر رحمت به سرم باز آیی؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.