پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۹

چه شود کز سر رحمت به سرم باز آیی؟

در وصلی بگشایی ز درم باز آیی؟

از برم صبر و قرار و دل و دانش بردی

نام اینها نبرم گر به برم باز آیی

چون ز هجر تو شوم کشته بیایی، دانم

چه تفاوت کند ار زودترم باز آیی؟

گر بدانم که کجایی؟ به سرت پیش آیم

ور بدانی که چه زارم؟ به سرم بازآیی

قوت آمدنم نیست به نزد تو مگر

هم تو لطفی بکنی و به کرم باز آیی

اوحدی شد چو هلالی ز فراقت، چه شود؟

گر درین هفته چو ماه از سفرم بازآیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۱ای نافهٔ چینی ز سر زلف تو بویی
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۲زهی! حسن ترا گل خاک کویی
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۳گفتم: از عشق توسرگشته چو گویم، تو چه گویی؟
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۴خانهٔ تحقیق را ماه شبستان تویی
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۵مشتاق آن نگارم آیا کجاست گویی؟
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۶ای نسیم سحر، چه می‌گویی؟
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۷به خوابم دوش پرسیدی، به بیداری چه می‌گویی؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.