پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۷

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی

چون ترا از دل من نیست خبر هیچ مگوی

چند گویی که: حدیث تو به زر نیک شود؟

روی زرین مرا بین و ز زر هیچ مگوی

پیش قند دهن پسته مثال تو ز شرم

چون نبات ار بگذارد ز شکر هیچ مگوی

هر دمی قصهٔ ما را چه ز سر میگیری؟

جان چو در پای تو کردیم ز سر هیچ مگوی

از دهان تو به یک بوسه چو خرسند شدیم

زان دهن جز سخن بوسه دگر هیچ مگوی

من بی‌سود چه گرد تو توانم گشتن؟

گر کمر گرد تو گردد ز کمر هیچ مگوی

سینهٔ اوحدی از عشق تو گر ناله کند

ناوکت را سپرست و به سپر هیچ مگوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶۹رخ باز نهادم به سماوات الهی
  2. غزل شمارهٔ ۸۷۰گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
  3. غزل شمارهٔ ۸۷۱ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۲ای از گل سوری دهنت غنچه نمایی
  5. غزل شمارهٔ ۸۷۳به پیمانی نمی‌پویی، به پیوندی نمی‌پایی
  6. غزل شمارهٔ ۸۷۴دلم زخم بلا دارد ز چشم تیر بالایی
  7. غزل شمارهٔ ۸۷۵دمشق عشق شد این شهر و مصر زیبایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۷۶گر چه در کوی وفا جا نگرفتی و سرایی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.