پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۶

عاشقم، از عشق من گر به گمانی بگوی

چاره ندانم که چیست؟ آنچه تو دانی بگوی

منتظرم تا مگر پیش من آیی شبی

گر بتوانی بیا ور نتوانی بگوی

من به دلم یار تو، باز تو گر یار من

هم به دلی کو نشان؟ ور به زبانی بگوی

دوش بر آن بوده‌ای تا بخوری خون من

بی‌خبرم خون مخور، هر چه بر آنی بگوی

جان و دلی زین جهان دارم اگر زانکه تو

در پی اینی ببر، بر سر آنی بگوی

چند بگویی: ترا من برسانم به کام؟

آنچه پذیرفته‌ای چون برسانی بگوی

بیش مزن تیغ غم بر جگر اوحدی

ترک نه‌ای، ترک این سخت کمانی بگوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶۸دل سرای خاص داشت از مجلس عامش مگوی
  2. غزل شمارهٔ ۸۶۹رخ باز نهادم به سماوات الهی
  3. غزل شمارهٔ ۸۷۰گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۱ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
  5. غزل شمارهٔ ۸۷۲ای از گل سوری دهنت غنچه نمایی
  6. غزل شمارهٔ ۸۷۳به پیمانی نمی‌پویی، به پیوندی نمی‌پایی
  7. غزل شمارهٔ ۸۷۴دلم زخم بلا دارد ز چشم تیر بالایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۷۵دمشق عشق شد این شهر و مصر زیبایی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.