پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۵

شاخ ریحانی تو، یا برگ گل سوری؟ بگوی

آفتابی؟ یا پری، یا چهرهٔ نوری؟ بگوی

با چنان بالا و دیدار بهشتی کان تست

از چه ما را کرده‌ای در دوزخ ای حوری، بگوی

دیگران را چون مجالی میدهی نزدیک خود

از من آشفتهٔ بیدل چرا دوری؟ بگوی

چون که با ما باده خوردی قصهٔ رفتن مگوی

یا چو با مستان نشستی ترک مستوری بگوی

ای که ما را سرزنش کردی که: این آشوب چیست؟

با شراب سرخ صاف صرف انگوری بگوی

عقل معذورم کجا دارد،که در فصلی چنین

ترک جام باده گویم؟ گر تو معذوری بگوی

اوحدی، گر پند خواهی دادن این آشفته را

آن سخن را، این زمان مستم، به مخموری بگوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶۷با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی
  2. غزل شمارهٔ ۸۶۸دل سرای خاص داشت از مجلس عامش مگوی
  3. غزل شمارهٔ ۸۶۹رخ باز نهادم به سماوات الهی
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۰گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
  5. غزل شمارهٔ ۸۷۱ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
  6. غزل شمارهٔ ۸۷۲ای از گل سوری دهنت غنچه نمایی
  7. غزل شمارهٔ ۸۷۳به پیمانی نمی‌پویی، به پیوندی نمی‌پایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۷۴دلم زخم بلا دارد ز چشم تیر بالایی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.